<<<<شعر>>>>
سالهاست
رويين تن هارا كسي نمي شناسد
حتم دارم
سرشاهنامه را
زير آب كرده اند
<<<<دانلود كتاب>>>>
نمي خواستم لينك دانلود شاهنامه رو بزارم ولي فكر كردم حداقل با گذاشتن لينك دانلود اين كتاب كسايي كه تو خونه شاهنامه ندارند مي تونن حداقل تو رايانه شون اين كتاب رو به صورت پي دي اف داشته باشن .
سرگذشت زندگی فردوسی و شاهنامه اش
ترجه ی انگلیسی شاهنامه ی فردوسی
<<<<كتاب دوستان>>>>
مدادها شب را افقي مي كشند
باعث افتخاراست كه كتاب بانويي را براي معرفي گذاشته ام كه زحمات و تلاشها و جديدتش در سالهاي اخير به خوبي در جمع ديگر شاعران ديده مي شد خوشبختانه اين جديتها و تلاشها باعث شده كه اكنون كتابي را زير چاپ داشته باشد و به زودي به دست همه ما خواهد رسيد.

نام كتاب : مدادها شب را افقي مي كشند
نويسنده : سيده زبيده حسيني
ناشر: هنر رسانه ارديبهشت
طراحي جلدومتن: اردي بهشت
براي اطلاعات بيشتر در مورد اين اثر مي توانيد به وبلاگ سیده زبیده حسینی مراجعه كنيد.
<<<<شاعر معاصر>>>>
استاد محمد علي سپانلو
استاد محمد علي سپانلو در سال 1319درتهران به دنيا آمد.وي دوره دبستان ودبيرستان را در تهران به پايان برد وارد دانشگاه تهران شدودررشته حقوق فارغ التحصيل شد.
استاد سپانلو شاعر ،منتقد ادبي ،مترجم ،بيش از50جلد كتاب درزمينه هاي شعروداستان وتحقيق،به صورت تاليف ويا ترجمه منتشركرده است.
بسياري از آثار او به زبان هاي انگليسي ،آلماني،فرانسه،هلندي،عربي وسوئدي ترجمه شده است.
استاد سپانلواز معدود شاعران و نويسندگان ايراني است كه دردنياي ادبيات وغرب نيزشناخته شده است وتوانسته است نشان شواليه ي نخل آكادمي فرانسه (بزرگترين نشان فرهنگي كشور فرانسه )وجايزه ي ماكس ژاكوب (بزرگترين جايزه ي شعر فرانسه )را دريافت كند.
دفترهاي شعراستاد سپانلو: خاك ، رگبارها ، پياده روها ، نبض وتنم را مي گيرم ، پاييز دربزرگراه ، ژاليزيانا ،خانم زمان ، و...
شعري از استاد:
سنگ كهكشان منم /گردن بلند آبشار تويي/چتر كهنه ي پدربزرگ منم/برف خوشنماي نقره بارتويي/واگن سياه مانده از نبرد منم/ايستگاه اول بهار تويي/در تو آسمان ،به خلوتي لطيف خفته است/ازجواني بزرگ/يادگاري تو/بوسه ي طلوع برستاره ي نگين /چشم هاي شالي زمردين/بازوي سپيد دختر برنج كارتويي/من مسير ناگزير زنده رود/رودجاودان قندهارتويي/ناخداي مغرب طلايي ام/تيرقرمزقشنگ/جسته ازسراب زنگبارتويي/گيسوي نسيم ،درشب كريم/بذرمژده برشيارسرزمين اشكها/گنج قلعه ي طلسم/مزد انتظارتويي
<<<<دردنامه ماه>>>>
سانسور از نوع (خود سانسوري)
آيا شما به عنوان يك نويسنده دچار خود سانسوري شده ايد؟
خودسانسوري نه تنها زندگي فرد را دچاراختلال مي كند بلكه نسل هاي مرتبط با افراد را هم تحت تاثير قرار مي دهد تاثيرالگوي اجتماعي سانسورباعث شكل گيري نسل سانسور پذيري مي شود كه اگر فضاهم باز باشد مبادرت به خود سانسوري مي كنند اظهارحقايق را قرباني مصالح مي نمايند وارزش حقيقي مصالح را تشخيص نمي دهند وبدين صورت بااعمال فشاروترس ازمجازات در درازمدت خود سانسوري به يك فرهنگ تبديل مي شود،سانسوروخودسانسوري وترجيح مصلحت هاي اجتماعي مقدم بر طرح واقعيت درجامعه شده است وبدين سان هيچ گونه تحليل درست و صحيحي ازشرايط اجتماعي نداشته وهميشه در خصوص آسيب هاي اجتماعي غافلگيري مي شويم.
ايجاد فضاي دموكراتيك ،دانش محورومنطقي به جاي انجماد فكري راه را براي مسئوليت پذيري اقشارمختلف جامعه باز مي كندوبرهمين اساس بايد به همين باوربرسيم كه اظهارنظروابراز راي حقي است مسلم وانكارناپذيركه اگر امروز درجهت احياي اين حق تلاش كنيم ،فردا خيلي ديروسرنجام بدهكارآينده خواهيم بود.
سانسوريك آفت اجتماعي در جامعه مي باشد كه باعث شده است فرايند تصميم گيري ها عامه مردم دراموركلان اجتماعي واكنش انفعالي ازخود نشان دهندودرنهايت فرآيند دموكراسي را ازاعتبارساقط كنند.
و...
برچسبها: شعر, دانلودشاهنامه, مدادها شب را افقی می کشند, استادسپانلو, خودسانسوری
له گوشئيگ کێزكئرد
له به گێریس پێرماله گێ ێاۆو بۊۆ
ێی ماهێه
ێرا هۊۆچ سازدێهل سالێ نووێگ
ێهلپه ڕێگه نێه کێ
ترجمه:
در گوشه اي كز كرد
انقدر گريست كه خانه اش پرآب شد
اين ماهي
براي هيچ سازو طبل سال نو ي
نمي رقصد
....................................................................................................
دردنامه ماه:
(به احترام جشن جمشيدي وماه نو دردنامه اين ماه سكوت مي كند)
....................................................................................................
نوروز جمشيدي بر همه ي جهان هستي مبارك باد
نوروز يك قرار داد مصنوعي يا يك جشن تحميلي سياسي نيست.جشن جهان است وروز شادماني زمين،آسمان،آفتاب وسرشارازهيجان هرآغاز.نوروزدرچشم تمامي اديان عزيزبوده وهركدام بازبان خود ازآن سخن گفته اند فيلسوفان ودانشمندان براين باورند كه نوروز((نخستين افرينش است ، كه اورمزد در شش روز دست به خلقت جهان زد و خلقت جهان در ششمين روز به پايان رسيد وازاين روست كه اولين روز فروردين راكه همان ششمين روز خلقت جهان مي باشد اهورمزد نامگذاري كرده اند كه بسيار مقدس است.
نوروز اين پيري كه غبار قرنهاي بسيار برچهره اش نشسته است در طول تاريخ كهن خويش روزگاري دركنار مغان اوراد مهرپرستان را خطاب به خويش شنيده است .پس از ان دركنار آتشكده هاي زرتشتي سرود مقدس موبدان وزمزمه ي اوستا وسروش اهورامزدا رادرگوشش مي خوانده است.از آن به بعد با آيات قران وبازبان الله ازاو تجليل مي كرده اند.اين پير روزگار الود كه در همه ي قرنها وبا همه ي نسلها وهمه ي اجداد ما از حالا تا روزگار افسانه اي جمشيد باستاني زندگي كرده است وبا همه ي ما همراه بوده است رسالت بزرگ خود را همه وقت با تمام قدرت،عشق ووفاداري وصميميت خود انجام داده است واز پاك كردن رنگ پژمردگي واندوه از چهره اين ملت وآميختن روح مردم اين سرزمين با روح شاد و جانبخش طبيعت واز همه مهم تر پيوند دادن نسلهاي متوالي اين مردم كه همواره برسرچهارراه حوادث تاريخ نشسته وهمواره تيغ جلادان وغارتگران وسازندگان كله فسارها كه بند بندش راازهم جداكرده است وما دراين لحظه ،دراين نخستين لحظه افرينش ،نخستين روز خلقت جهان،روز اورمزد آتش اهورايي نوروز رابابزمي بزرگ مي افروزيم ودرعمق وجدان خويش به پايمردي ازصحراهاي سياه ومرگ زده ي قرن تهي مي گذريم ودر همه ي نوروز هايي كه در زير آسمان پاك وآفتاب روشن سرزمين ما برپا مي شده است ،با همه ي زنان ومرداني كه خون انها در رگهايمان مي دود وروح آنان در دلهايمان مي زند شركت مي كنيم و اينگونه بودن خوبش را بعنوان يك ملت ،درتند باد ريشه برانداززمانهاي آشوب گسيختنها ودگرگون شدن ها خلود مي بخشيم ودرهجوم اين قرن پراز دشمني وكينه كه مارا با خود بيگانه و خالي از خوبش ساخته است در اين ميعاد گاهي كه همه ي نسلهاي تاريخ ملت ما حضوردارند با انها پيمان وفا مي بنديم امانت عشق را از انها هديه مي گيريم ودوام راستين خويش رابنام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري ريشه در عمق فرهنگي سرشار ازغناوقدرت وجلال دارد برپايه ي اصالت خويش در رهگذرتاريخ ايستاده است برصحيفه ي عالم ثبت كنيم .
نگاه و برداشتي از كتاب كويرنوشته ي ( دكتر شريعتي)
....................................................................................................
دانلود كتاب
كتاب هبوط در كوير از آثار دكتر شريعتي رو براتون گذاشتم امیدوارم مطالعه کنیدواستفاده ببرید
....................................................................................................
به جمشید بر گوهر افشاندند مران روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار به ما ماند ازان خسروان یادگار
((فردوسی))
سلام
اجباري بنده تمام شداين روزها بدجوربيكار هستم و وحشت ناك دوست دارم ازهرچيزي بنويسم به همين خاطر ازاين به بعد بامطالب بيشتري به روز خواهم شد.دراين وب +خوانش اشعاري از بنده با مطالب ديگر هم در خدمتتان خواهم بود.
1- دردنامه ماه كه شامل مشكلات جامعه مي باشد راباهرپست به روزخواهم كرد .
2-معرفي شاعران معاصر ايران آثاروزندگي نامه آنها.
3-ازاين به بعد همراه هرپست جديد كتابي معرفي و براي دانلود دروب قرارخواهم داد.
4-قسمت معرفي آثارچاپ شده دوستان (دوستان نويسنده مي توانند درصورت علاقمندبودن اثارشان را به ادرس پستي بنده بفرستند تا دروبلاگ نقد ومعرفي شوند)
5-بروز بودن وبتان را به اطلاع ديگر دوستان مي رسانيم اگر شما مارا باخبر كنيد كه به روز هستيد.
*از تمامي مخاطبان اين وبلاگ خواهشمندم كه در مورد اشعاربنده و ديگر مطالب جداگانه نظربنويسند كه بتوانم از ديدگاه همه عزيزان براي بهتر شدن مطالب استفاده كنم. *
.............................................................................................................
((آغاز مي كنم به نام انكه گفتاري نيك وپندارنيك وكرداري نيك به ما آموخت))
.............................................................................................................
دردنامه ماه
با اينكه فصل فصل انتخابات مجلس هست ترجيح دادم در مورد يارانه ها بنويسم.
اجراي طرح يارانه ( موفق يا ناموفق ؟ )
مطلب رو باسوالاتي شروع مي كنم:
1- آيا دولت دراجراي طرح يارانه ها موفق بوده و توانسته به خوبي نظارتي براين امر مهم كه رابطه اي مستقيم بامعيشت و جيب مردم دارد داشته باشديا درمرداب يك طرح ناموفق دست و پامي زند؟
2-آيا دولت مي تواند تصميم درستي براي 12ميليون يارانه بگير كه قراراست ازفهرست يارانه بگيرها حذف شوند بگيرد؟(مردم نگران تكرار تجربه تلخ خوشه بندي هستند)
درآغاز اجراي طرح هدف مندي يارانه ها مجلس بحق از دولت خواست تا با برنامه منظم وشفاف سازي كاراآغاز كند.بحث ويژه درشكل آزاد سازي قيمتها بود واينكه هرسال درصدي به قيمتهاافزوده شده وطي پنج سال آزاد سازي كامل صورت پذيرد.ازطرفي ديگربحث خانواده هاي دريافت كننده يارانه نيز مطرح بود.
به سبب نبود اطلاعات اقتصادي دقيق شناسايي آنان كه مستحق دريافت يارانه اند نيزآسان نبود بايد كاركارشناسي دقيق مي شد.چنين نشد و دولت هم به ناچاربه تمام آنهاكه تقاضا كردند يارانه دادناگهان چيزي بيش ازهفتاد ميليون نفرمستمري بگيردولت شدند.اين درحالي بود كه درآمد حاصل از آزاد سازي قيمتها محقق نشده بود.به سبب اين هزينه سنگين دولت مجبورشد شتاب بيشتري به گران شدن اقلام مختلف بويژه حاملهاي انرژي بدهد.
اين مسئله تاثيربسياربدي برواحدهاي صنعتي بويژه واحد هاي متوسط و كوچك گذاشت.با تمام اينها بازكسري بودجه عميقي پديد آمد واكنون دولت برآن شده تا تا بيش از ده ميليون نفرراازفهرست دريافت يارانه ها حذف كند.زيرا با اين وصف رقم بسيار بيشتري كه از صرفه جويي وآزاد سازي قيمتها كسب كرده مستمري به مردم داده است.تصوركنيد اين سياست غلط واصلاح آن در اين مرحله چه لطمه سنگيني به اقتصاد كشوروارد كرده و مي كند .
ازيكسو حجم عظيمي پول به بازار تزريق شده كه تورم سنگيني را روي دست مردم گذاشته وازسوي ديگر هزينه پرداخت يارانه ها كمر بودجه را شكسته است.كسري بودجه باز ازاستقراض ازبانك مركزي بايد جبران شودواين در يك دورباطل دوباره به تورم و گراني دامن مي زندواحد هاي صنعتي را فلج و حجم واردات را افزايش مي دهد كه اين همه بيش ازهمه به بيكاري قشرزيادي ازمردم منجرمي شود.
اكنون اين 12ميليون نفر،برچه اساس بناست از فهرست يارانه بگيرها حذف شوند؟
آنها متوقعند وقطع يارانه ها انبوهي از نارضايتي را به دونبال خواهد داشت .چنانچه اين شائبه پيش بيايد كه دولت از اطلاعات امارگيري اخيربراي اين منظور استفاده مي كند مردم تا ابد از هرنوع امارگيري فراري مي شوندوديگر به قولهاي دولتمردان خود اعتمادنكرده ودرنوبت هاي بعدي هرگزبا آمارگيران صادق نخواهند بود. واگرنه ، معيار چه خواهد بود ؟حال انكه اگر ازهمان ابتدا حساب شده عمل مي كردند ،هم هزاران ميليارد تومان صرفه جويي مي شدوهم جونارضايتي پيش نمي آمد.
آنها كه از فهرست حذف مي شوند اگر حقشان نبوده كه از همان اول يارانه بگيرند پس دراين يك سال دولت ميلياردها توماني كه به انها داده را به باد داده است واگر حقشان بوده چرا بناست حذف شوند؟ ببينيد شتابزدگي دريك قانون درست چه بدبختيهايي را درپي دارد.
حال با اين اوصاف شما چه فكر مي كنيد اجراي طرح يارانه ها موفق بوده يا ناموفق؟
آيا دولت ومجريان اين طرح به درستي مي توانند 12ميليون نفرراازليست يارانه بگير ها حذف كنند،آيا عدالت اجرا خواهد شد؟
(شما مي توانيد اين مطلب را در روزنامه قدس {شنبه} {10دي} {1390} نيزبخوانيد.)
.............................................................................................................
شاعر معاصر ايران
استاد سيد علي صالحي
متولد: 1/1/1334- روستای مَرغاب، ايذه بختياری، خوزستان
دفترهاي شعر:منظومه ها-زرتشت وترانه هاي شادماني-ليالي ها-ترانه هاي ملكوت-عاشق شدن در دي ماه ،مردن به وقت شهريور-ديرآمدي ري را-دريغا ملاعمر و...
دوشعرزيبا ازاستاد صالحي:
(هزار و يک ترانه برای تنهايیِ زنان )
پس پيراهنی /دوختهی هزار عطرِ آهوکُش /تو رازها از قوسِ قُلههای وِلَرم نهان کردهای /ورنه سرانگشتِ تشنه به طعمِ ليموبُنان /کی میتوانست از لمسِ بلورِ برهنه بگذرد؟ /همخوابهی اَبر وُ /رسيدهی خرما، تويی /هوای شمالیترين نافههای نی/هم در يکیشدن از تشنگی، تويی /آبانِ هرچه اردیبهشتِ دی! /تو ... دخترِ به هفتآسمانْ شُستهی من /رازهايی از اين دست /دريابانِ ديدگانِ مناند /که هنوز /شاعرترين شبانهخوانِ سَحرگاهِ بوسهام. /چرا چانه میزنی؟ /من هرگز به پُرسندگانِ از چرا شکستنِ خويش /حساب پس نخواهم داد! /بيا، بیخيال! /درگاهِ بسته چه میداند /پسِ پيراهنی اين همه برهنهپوش، /آن دو فاختهی کمرو /سرآسيمهی آوازِ کدام علاقهاند!
(ليلاج )
گفت برمیگردم، /و رفت، /و همهی پُلهای پشتِسرش را ويران کرد. /همه میدانستند ديگر باز نمیگردد، /اما بازگشت /بیهيچ پُلی در راه، /او مسيرِ مخفیِ بادها را میدانست. /قصهگوی پروانهها /برای ما از فهمِ فيل وُ /صبوریِ شتر سخن میگفت. /چيزها ديده بود به راه وُ /چيزها شنيده بود به خواب. /او گفت: /اشتباه میکنند بعضیها /که اشتباه نمیکنند! /بايد راه افتاد، /مثل رودها که بعضی به دريا میرسند /بعضی هم به دريا نمیرسند. /رفتن، هيچ ربطی به رسيدن ندارد! /او گفت: /تنها شغال میداند /شهريور فصلِ رسيدنِ انگور است. /ما با هم بوديم /تا ساعتِ يک و سی و دو دقيقهی بامداد /با هم بوديم، /بلند شد، دست آورد، شنلِ مرا گرفت و گفت: /کوروش پسرِ ماندانا و کمبوجيه /پيشاپيشِ چهارصدهزار سربازِ پارسی
به سوی سَدِ سيوَند راه افتاده است. /بايد بروم /فقط من مسيرِ مخفیِ بادها را بَلَدم.
سايت : استاد سید علی صالحی
.............................................................................................................
معرفي كتاب و دانلود
نام کتاب: بلوغ - نویسنده : فیلسوف بزرگ اوشو - حجم :۱ُ۹۱مگابایت - قالب کتاب : پی دی اف
.............................................................................................................
كتاب دوستان
من تو او
نام كتاب:من ، تو ، او / نويسنده : فرهاد كريمي / تعداد صفحات 72ص/ سال چاپ: 1390 / موضوع :داستانهاي كوتاه فارسي – قرن 14 / انتشارات: سخن گستر
چند نمونه از داستانهاي كتاب:
(جار مي زني)ص 18
كسي مي آيد /كسي مي رود/ كسي مي آيد را مي رود/كسي مي رود را مي آيد/من كسي كه دوستم دارد را نمي خواهم.
(نون)ص 49
من در خيابان شهر راهش را محكم و استوار مي رود/نقش كفشهاي من روي تن موزاييك هاي پياده رو/تو اعتراض مي كند كه از محكم و استوارراه رفتن من تن موزاييك ها كبود شده است/يكي آمد جلو وبه من گفت :نونتم/من بود!؟ / تو بود !؟ /او بود!؟
(پايان من تو او)ص 71
من انگشت اشاره اش راروي تو او مي گذارد.تو او شروع مي شود/تو انگشت اشاره اش را روي من او مي گذارد.من او شروع مي شود./او انگشت اشاره اش را روي من تو مي گذارد.من تو شروع مي شود/انگشت اشاره اش را ازروي من تو او بر مي دارد.من تو او تمام مي شود.
كوتاهي در مورد كتاب:
مجموعه داستان من تو او شايد شباهتي به ديگر مجموعه داستانها ي كه خوانده ايم ندارد مخصوصا با خواندن داستان زاويه كه ساختارخطي بودن داستان را شكسته ومخاطب دايره وارمجبوربه خواندن مي كند تا به مركزآن برسيد .فرهاد كريمي كتاب را تقديم تو ي كرده است كه مي خواد روزي از اين كتاب بيرون بيايد .تو هاي فرهاد كريمي را دركتاب يك دقيقه ي عصر هم خوانده ايم وحس مي كنم اين تو همچنان در وجود فرهاد كريمي بجوشد وروزي اتشفشان توهاي فرهاد كتابي را بسازد كه همه ما آن را دوست خواهيم داشت.البته بايد اشاره كنم كه در ص14 داستان اضلاع ناقص = -0- اشاره به وابسته بودن من تو او كرده و هركدام را بدون ديگري ناقص دانسته كه اين هم خود جايي براي بحث است.فرهاد نو نوشتن را پيشه كرده است او به انچه كه خود در ذهن دارد خواهد رسيد.
با آرزوي موفقيت براي دوست گراميم فرهاد عزيزو به اميد خواندن كتابهاي آينده اش
(ميثم خوراني/ايلام/اسفند1390)
دوستان محترمي كه علاقه دارند اين كتاب رو مطالعه كنند و خريد كتاب برايشان ممكن نيست اگه هم استاني بنده هستند مي توانند كتابو از من بگيرند و مطالعه كنند.بقيه دوستان هم مي توانند ازفرهاد عزيز بخوان كه براشون پست كنه.
ادرس وب :فرهاد کریمی
.............................................................................................................
فراخوان
فراخوان دومین دورهی جایزهی ادبی بین اللملی فارسی زبانان لیراو:
قوانین و مقررات:
. داستانها و شعرها حتیالمقدور در سال 90 و یا اواخر سال 89 به نگارش درآمده باشند، از ارسال داستانها و شعرهای ارسال شده به دور قبل پرهیز نمایید.دو اثر از هر نویسنده و شاعر قابل قبول خواهد بود. از پذیرفتن آثاری که در جشنوارهها، مسابقهها و جایزههای دیگر حائز رتبه شدهاند معذوریم. در صورت مشاهده اثر ارسالی حذف خواهد شد. اثر را با فایل word 2003 ارسال کنید. از فونت Tahoma و سایز 10 استفاده کنید.. آثارتان را به دو ایمیلی که اعلام میشود ارسال کنید. در صورت ارسال اثر به ایمیلهای شخصی اثر از جایزه حذف خواهد شد.. همراه با فایل، نام و نام خانوادگی و شماره تماس را ذکر کنید. در صورت ارسال اثر از سوی انجمنهای داستانی و ادبی نام و نام خانوادگی و شماره تماس را لحاظ کنید. فارسیزبانان در هر کشوری میتوانند در این جایزه شرکت نمایند. شعرهای ارسالی باید کوتاه در حد یک صفحه a4باشد. داستانهای ارسالی نباید از 1200 تا 1500 کلمه بیشتر باشد. در صورت ارسال آثار بلند، اثر مورد نظر در داوری شرکت داده نخواهد شد.
. موضوع آزاد است.هر نویسنده و شاعر میتواند دو اثر برای جایزه بفرستد.
آثار خود را به تفکیک داستان و شعر به دو ایمیل lirav.sher@gmail.com و lirav.dastan@gmail.com ارسال نمایید.
منبع این فراخوان : سطرهشتم وبلاگ فرهاد كريمي
.............................................................................................................
دوستان شاعرم به روزند حتما بخوانيدشان
سيده زبيده حسيني - غزل عشق است - مهسا زهيري - شبانه هاي بي تو- سرمگ
کوچه احساس - شیوافرازمند - ترانه ها وشاعرانه ها - کروب رضایی
.............................................................................................................
دوشعرازمن
(1)
ديدارمنو تو به قيامت آقا
به نسل منم رسيد پيامت آقا
تارفتي تمام آرزوها مردند
كردن به پيامت خيانت آقا
(2)
مقصرجاده بود دو راهي داشت
وگرنه
ماكه جدا نمي شديم
آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ننگ عربها بود.نیاکان ما بلندترین شب سال(یلدا شب تولد مینو الهه زن) را شب زنده داری می کردند.این شب و همه شبهای پرستاره ایرانی پیشکش شما باد.آرزو دارم درپس یلدای زندگیتان زایش خورشیدرا.( یلدا مبارک)
.................ما............................
.............................ازجنس........................
......................................خاکستریم.....................
آنقدرتشنه باشم
که دریا دریا کویر
سیرآه م نکند
من
بزرگترین قله ی خم شده ی جهان
آنقدرافتاده باشم
که جاذبه را
به دونبال خودم بکشم
وتو
آنقدردرهوا معلق بمانی
که گمم کنند تووروزهای...
چقدرمرا نتکانده باشی با این همه ثمر
حالا که هیزم شده ام
گرم می شود
دلت
خودت
چه فکر کرده ای
با خاکسترم آسمان را خاکستری کنی
وباد مرا بپیچاند میان قهقهه ات
یا نه برعکس هق هقت
دیوانه ای
نفهمیدی چقدر شروع شده ام تازه
درکف دستان این کودک
وباد
که روحم بود
رد پای دزد دهکدمان روی برف چقدرشبیه جای پای کدخدای دهمان است
(هفته اختلاس مبارک)
----------------------------------------------------------------------------------------------------
برخلاف پستهای قبلی این بارکلاسیک به روزم
(1)
یک عده به عالمی خندیدند
ازروزی که این آ احمدی رو دیدند
عابربانک من گرسنه شه انگاری
هيهات که يارانه رو هم دزديدند
(2)
دربانک خبرهایی شده انگاری
مردوزنوبچه امدن با زاری
مردنمکی دنده عقب می آید
تا پول ببردبه جای نان با گاری
سومی تقدیمیست به عزیزجان عبدالکریم لنجابپور
(۳)
قانون جنگلي ست که روباه قاضي است
گشنه به مرگ و سير به اسراف راضي است
خورشيد گمشده ست و سلطان جنگلش
با استخوان گورخري گرم بازي است
(با تشکرازسرکارخانم سیده زبیده حسینی)
روزگارا که چنین سخت به من میگیری ///باخبر باش که پژمردن من آسان نیست///گرچه دلگیرتر از دیروزم ///گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند////اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست///زندگی باید کرد...
(1)
حال روزهایم بد شده
دکتر گفت
هیچ رژیمی
برای ذهن شاعر خوب نیست
(2)
ریشه هایتان سبز مانده
امسال هم
صندلی ها
شکوفه قرمز داده اند
و این هم یک شعر کردی به بهانه ی اول مهرو اندیشمندانی که ریشه ی سبزشان روی صندلی های کلاس گل سرخ داده است.
وهڵنگێ سونزێ خهزان وهلی داگێ ێمیدێم
بادێ ته سییهوچهریکهبهختێ سێفێدێم
دواره مێهرهاتێگه رهفیق تههایدهکو
دهفتهرقێرمێزلهخؤنێدوازبؤه له نو
ههم لهنوانتێخابێ واحێدێ عێدالهت
ههم لهنوفێرهخوهنینێ دهرسێ شجاعهت
ههم خیاوان پێروبؤولهدهفتهرونیمکهت
بادێ اؤوه ێرزان فێروش کێردێن حهقیقهت
ههم اول مێهروکێلاس ساکێت وسهرده
ههم قێسیێ استادێ سهرکوب پێردهرده
دواره مێهرهاتێگه رهفیق تههایدهکو
دهفتهرقێرمێزلهخؤنێدوازبؤهلهنو
(ترجمه )
برگ سبز خزان زده ی اميد من /بعد از تو بخت سفيدم سياه وتاريك است /دوباره مهر امده رفيق تو كجا هستي/ دفتر قرمز شده از خونت دوباره بازشده است/ بازهم انتخاب واحد عدالت /بازهم زياد خواندن درس شجاعت/ بازهم خيابانها پرازدفترونيمكت شده اند/ بعد ازشما حقيقت را چه ارزان فروختند /بازهم اول مهروكلاس ساكت وسرداست/ بازهم حرفهاي استاد سركوب پرازدرد اند/ دوباره مهر امده رفيق تو كجا هستي /دفتر قرمز شده از خونت دوباره بازشده است .
آپ دوستانمان را بخوانید:
علی محمد محمدی - سیده زبیده حسینی - مهسا زهیری -امید آزادی
..................................................................................................................
دردنامه ماه01/07/1390
(روزی...)
(روزی موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ و گوسفندوگاو خبرداد ولی انها گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.روز بعد ماری درتله موش افتاد وزن صاحب مزرعه را نیش زد.مرغ را سربریدند و از آن برای زن صاحب مزرعه سوپ درست کردند-گوسفندرا برای عیادت کنندگان سربریدند وگاو را برای مراسم ترحیم کشتند!
دراین مدت موش از سوراخ دیواربه مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد.)
خودكشي وجامعه فرهنگي
قبلا از خودسوزی دختران و زنان می نوشتیم و علتهایی که بیشتر به فرهنگ ها و رسومات غلط جامعه بر می گشت وبعد جنگ های قبیله ای که جدیدا بیشتر انها مسلحانه هستند و باعث قتلها وحادثه های بسیاروحشت ناک شده اند (دلیل مسلحانه شدن این درگیری هاتاحدودی بر می گردد به قانونی که کاملا اشتباه وغلط است سلاح های مجوزداری که از طرف دولت در اختیار مردم گذاشته شده اند این امارقتل ها و درگیری های مسلحانه را به شدت بالا برده است درکشورهای اروپایی مجوز حمل سلاح را به خود شخص می دهند یعنی فردی که تقاضای حمل سلاح دارد توسط روانپزشکان کاملا روانکاوی می شود ووقتی از نظر روانی کاملا سالم بود ان وقت می تواند سلاح حمل کند. اما در ایران مجوز را به سلاح می دهند و صاحب سلاح ممکن است هرکسی باشد حتی یک ادم روانی یا کسی که فشارهای زندگی تمام هستیش را نابود کرده است و هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد...)
اما حالااز خودکشی نسل باسواد و فرهنگي جامعه مي نويسيم !
دریکی از دانشگاه های شهر من که هنوز هیچ دانشجویی از ان فارغ التحصیل نشده است 8دانشجو خودکشی داشته اند.دیگر دانشجویان فارغ التحصیلی که پرپرشدنشان را هرروز در این شهر می بینیم بماند ،اما چه چیز با عث می شود معلمی که سالها تمام هستیش را برای بالا بردن فرهنگ و اموزش مردمش گذاشته است تن به خودکشی دهد ایا این فاجعه نیست ؟
تاكنون هيچ اقدام وبرسي حتي به صورت نمايشي برای بهتر شدن این فاجعه وحشت ناک از طرف مسئولین نشده هیچ بلکه انگار تمام برنامه ریزی هایشان برای بیشتر شدن این نسل کشیست. دست چه کسانی از سوختن تن این مردم گرم می شود ؟؟؟؟
صحبتي با یک قربانی خودسوزی
اسم: ع.ت
سن:28سال
ساکن:ایلام
مدرک تحصیلی :لیسانس
از خانه بیرون نمی اید تمام رگهای پایش خشک شده اند صورتش هیچ شباهتی به عکسی که در دوران دانشجویی گرفته است ندارد من مطمئنم سوادش از وزیری که دیپلم داشت بیشتر است اگر شما هم کارنامه تحصیلیش را ببینید باورخواهید کرد. پدرش کارگراست مادرش... چیزی از مادرش نمانده جزپوست و استخوان وچشمهایی که با هرتماشا از فرزندش خون می گریند . چند سال می شود درسش تمام شده همان اوایل دریکی از ادارات مشغول کار شد ولی به دلیل نداشتن ((سهمیه))وپارتي کسی دیگر جای اورا پرکرد و او دست خالی به خانه بازگشت ...
بعد کلی دربه دری دونبال کار ناامید چشم به دستهای پینه بسته پدرش دوخت ...
به قول حبیب الله بخشوده عزیز
کنار کوچه ها یخ زد صدایش
ترک برداشت انگشتان پایش
برای این که ما بی نان نخوابیم
پدر مجبور شد تا کلیه هایش
وقتی ازش پرسیدم چرا خودسوزی کردی (لبی برای خندیدن نمانده بود ولی احساس کردم لبخند می زند به سوالم)
او می گوید: با تحمل هزینه های سرسام اورتحصیلی وقتی خانواده ام از نان شب شان برای هزینه تحصیل من گذشتندوچند سال سخت زحمت کشیدن خودم برای فارق التحصیل شدن وقتی دست خالی به خانه باز گردی بسیار سخت است وقتی پدرت شب وروز ازگوشت و استخوانهایش مایه می گذارد تا هزینه خانواده اش را بدهد و با هزار امید چشم به تنها پسرش دارد که روزی عصای دستش شود (که عصا نشدهیچ حالا یک درد بزرگ برای اوشده ام) واین امید ها تنها به دلیل نداشتن پارتی و سهمیه گرفته می شود باید چیکار کرد...
به بیشتر شرکتهای خصوصی سرزدم چند ماهی در تهران کارگری کردم تااینکه فشارهای روانی مرا به چاهی کشاند که تمام زندگیم را نابود کرد نمی دانم چطور اما وقتی فهمیدم معتاد شده ام که از درد اعتیاد به خود می پیچیدم واقعا هیچ راهی جزنابود کردن خودم نداشتم .
متاسفانه در جامعه كنوني ما تنها زمينه فساد و اعتياد هست كه كاملا فراهم و اماده به بيراهه كشاندن جوانانيست كه از فشارهاي روحي رنج مي برند جواناني كه شايد مشكل بيشترشان با حقوقي كم حتي ماهي 300 الي 400هزارتومان حال شود.
ايا واقعا دولت بودجه كافي براي رسيدگي به اين امر مهم را ندارد يا نمي خواهد دراين زمينه ها سرمايه گذاري كند.
پول هاي ميليارديي كه خرج ساخت فيلمهايي مثل يوسف پيامبر ومختارنامه و...مي شود از كجا مي آيد؟
سالانه میلیاردها تومان پول بی زبان ملت را خرج ساخت فیلمهای همچون مختارنامه می کنند فیلمی که دراولین قسمتش به نژاد ایرانی توهین شد وایرانیان را نژادی حقیر دانستند .
وچه خوش گفت فردوسي:
زشیر شتر خوردن و سوسمار///عرب را به جایی رسیدست کار
که فر کیاني کند ارزو///تفوبرتواي چرخ گردون تفو
باورکنید با نصف بودجه ای که خرج ساخت چنین فیلمهایی می شود خیلی از مشکلات جوانان بدبخت یا همان نسل سوخته حل می شود . به نظر شما چند نفر دیگر مثل (ع.ت) دراین شهر خراب شده هستند که قربانی شده اند؟ بدون شک هرکدام از شما همشهریان عزیز چند نفررامی شناسید .
(گپي دوستانه)
چند روز پيش با يك معلم دلسوزدرحال صحبت كردن بودم ازمقدارحقوقشان سوالي پرسيدم شما هم بدانيد بد نيست:حقوق يك معلم ليسانس با سابقه تقريبا 23سال كاري به 600هزارتومان نمي رسد. حال مي فهمم چرا در مدارس و دانشگاه هاي ما سواد نيست معلمي كه فشارهاي زندگي تمام ذهنش را مشغول خود كرده چگونه مي تواند با ارامش سركلاس به تدريس بپردازد. (البته این فقط یک مورد از دلایل نبودن سواد دردانشگاه ها و مدارس است)
جامعه فرهنگی سواربرثانيه ها به سمت نابودي حركت مي كند این یک اخطار بزگ برای مسئولین است که از یک فاجعه وحشت ناک جلوگیری کنند .
شما چه فکر می کنید؟؟؟؟؟؟
به نظرشما اینده کودکان معصومی که امسال اولین مهرشان را جشن گرفته اند به کجا خواهد رفت؟؟؟؟
درباز است
باد بیتعارف وارد می شود
گیسوان تو
باد را هم لو می دهند

